نقش خلاقيت در كارآفريني سازماني

رابطه خلاقيت و كارآفريني سازمانی

در این مقاله به نقش خلاقيت در كارآفريني سازماني میپردازیم.

براي تبين نقش خلاقيت در كارآفريني سازماني ابتدا بايد تعريف مشخصي از كارآفريني سازماني ارائه شود تا تاثير خلاقيت در آن معلوم شود. كارآفريني سازماني فرايندي است كه به وسيله آن سازمان‌ها فرصت‌هاي موجود را درك نموده و عوامل توليد را براي ايجاد ارزش افزوده به صورت خلاقانه ساماندهي مي‌كنند.

سازمان‌هاي كارآفرين داراي مشخصات ويژه‌اي هستند آنها اغلب آماده تغييرند و معتقدند كه هر چيزي كه در گذشته بوده، لزوماً نبايد در آينده باشد و بالعكس. اين سازمان‌ها بيشتر دنبال چيز جديدي هستند و براساس توانايي‌ها و خلاقيت‌هاي خود عمل مي‌كنند.

نوآوري در سازمان‌هاي كارآفريني به صورت رويكردي بسيار با اهميت دنبال مي‌شود. در گذشته توليد بيشتر و بازدهي بالا عامل كليدي موفقيت در كسب و كار بود. اما امروزه كليد موفقيت در نوآوري است. كارآفريني شامل خلاقيت، نوآوري و مخاطره‌پذيري است.

فرايند خلاقيت از تصور شروع شده و با مهندسي ايده با مهار تصورات ادامه مي‌يابد؛ آنگاه خلاقيت با مديريت ايده، ايده‌هاي عملي و مفيد و مناسب را به وجود مي‌آورد. سپس ايده‌هاي مفيد و عملي به وسيله نوآوري به خدمات و محصولات تبديل خواهد شد. مديران در سازمان‌هاي كارآفرين براي مسائلي از قبيل وقت آزاد، آزادي عمل، دسترسي به اطلاعات سيستم، پيشنهادها، تشويق و مخاطره‌پذيري اهميت فوق‌العاده‌اي قائل هستند.

فرايند خلاقيت را به شكل ديگري نيز مي‌توان در نظر گرفت. در اين صورت فرايند خلاقيت شامل اين موارد مي باشد:

  • جذب (Absorption)
  • الهام (Inspiration)
  • آزمايش (Testing)
  • پالايش (Refinement)
  • فروش (Selling)

در مرحله جذب، فرد فريفته يك موضوع مي‌شود كه البته به اطلاعات جديد نياز دارد. در مرحله الهام كه بسيار سريع اتفاق مي‌افتد، راه‌حل‌ها يا ايده‌هايي به ذهن مي‌آيد. در مرحله آزمايش، ايده حاصله آزمايش مي شود كه آيا مفيد است يا نه. پالايش مرحله بعدي است كه در آن ايده‌ها به منظور كاربردي كردن و مصرف عملي اصلاح مي‌شوند. مرحله آخر مرحله فروش است كه اكثر خلاقيت‌ها را ناكام مي‌كند. اين مرحله ابتدا بايد درون سازمان اتفاق افتد و سپس در خارج از آن.

سازمان‌هاي كارآفرين به خوبي مي‌دانند كه براي مرحله جذب، فرد خلاق احتياج به وقت آزاد، آزادي عمل و اجازه سركشي به قسمت‌هاي خارج از حيطه كاري خود دارد. همچنين در مرحله الهام نبايد سختگيري و كنترل شديد شود. در مرحله آزمايش، مديريت ارشد بايد با در اختيار گذاشتن اماكانات، تجهيزات و تسهيلات به افراد خلاق كمك كند تا راحت و سريع‌تر به نتيجه مطلوب برسند. در مرحله پالايش و فروش، مديريت با پذيرش و تشويق طرح‌هاي نيمه كاره و برنامه‌ريزي نشده، باعث افزايش انگيزه و روحيه مخاطره‌پذيري افراد مي‌شود.

بايد توجه داشت كه موضوع مخاطره‌پذيري براي كارآفرينان مستقل و كارآفريني سازماني كاملا متفاوت است. كارآفرينان مستقل هزينه‌هاي كارآفريني را خود مي پردازند، اما براي كارآفرينان سازماني كارفرما با مديريت هزينه ها را متقبل مي شود. البته خطر پرداخت هزينه ها براي كارآفرين سازماني هم وجود دارد. ولي ظاهراً به شدت كارآفريني مستقل نيست و لذا كارآفرين سازماني مي تواند بررسي خلاقيت را با طمينان بيشتري ادامه دهد. (در صورتي كه مديريت شرايط لازم را فراهم نمايد).

سازمان‌هاي كارآفرين به خوبي از معايب و محاسن و ظرافت‌هاي كار گروهي آگاهند. اين سازمان به نحو احسن از امكانات كارهاي گروهي، به خصوص در زمينه خلاقيت و كسب ايده‌هاي جديد بهره‌مند مي شوند. از سوي ديگر چون خلاقيت فرايندي است فردي، با اجراي روش‌هاي گروهي خلاقيت سعي مي كنند از هم افزايي گروه استفاده نموده و موانع خلاقيت حساسيت گروهي را كاهش دهند.

مهمترين روش هاي خلاقيت گروهي عبارتند از:

يورش نگري (Brainstorming) بر دو اصل زير استوار است.

اول اينكه هدف اصلي گروه، خلق ايده هاي هر چه بيشتر در مساله مورد نظر است
دوم اينكه هيچ كسي حق ندارد ايده هاي پيشنهادي را ارزيابي و يا قضاوت نمايد.

روش گروه مجازي (Brainwriting)

در اين روش اعضا وارد بحث هاي كلامي نمي شوند. بلكه ايده هايشان را روي كاغذ مي نويسند و رهبرگروه پس از جمع آوري آنها را در جدولي درج و سپس از شركت كنندگان مي خواهد كه جهت تصميم گيري نسبت به ايده ها اظهار نظر كنند.

رويكرد سينكتيكس (Synectics): اين روش نيز براساس فرايند زير انجام مي شود:

اول: شناسايي و تجزيه و تحليل مشكل به منظور رسيدن به ماهيت و جوهره آن
دوم: كشف راه حل هايي براي آن جوهره از طريق ديدگاه غير مرتبط با موضوع
سوم: تلاش براي تبديل راه حل‌هاي به دست آمده به راه حل نهايي (موضوع اوليه)

رويكرد جدلي

در اين روش دو گره نسبت به يك موضوع با يكديگر كاملاً مخالفت مي كنند و هر يك رويكرد ديگري را محكوم مي كند تااينكه راه‌حل نهايي براي تصميم گيرنده مشخص شود.

روش اجباري (Forced Association)

در اين شيوه از اعضاي گروه خواسته مي شود كه بين زمينه‌هاي موضوع اصلي و موضوع‌هاي ديگر كه مرتبط با آن نيست، ارتباطي را به وجود آورند تا از نتيجه تلاش هاي ذهني آنها به ايده هاي تو دست يابند.

گردش تخيلي (Speculative Excursion)

در اين روش اعضاي گروه را از طريق به كارگيري جرياني تمثيلي و استعاره اي به گردش تخيلي ترغيب مي‌كنند.

  • 0/5
  • 0 ratings
0 ratingsX
Very bad!BadHmmmOkeGood!
0%0%0%0%0%
برچسب ها

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Close