نقش پول در زندگی: آیا پول همه چیز است؟

زندگی برای پول یا پول برای زندگی؟

پول، سریع‌ترین و آسان‌ترین راه برای این‌که آدم هر چیزی را که دلش می‌خواهد داشته باشد این است که تقریبا همیشه به اندازه کافی پول داشته باشد و بگوید: «قیمتش اصلا مهم نیست.» به همین خاطر، تمایل به پول درآوردن سریع و آسان محرکی بزرگ برای رفتار انسان است. البته آن‌چه مردم می‌خواهند واقعا خود پول نیست.

براساس تحقیقات، انسان‌هایی که به مادیات علاقه دارند، نه‌‌تنها شادتر از دیگران نیستند، بلکه به افسردگی گرایش دارند. این افراد دچار کمبود اعتماد به نفس هستند، روابط‌شان با دیگران ضعیف است و تمایل چندانی به مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی ندارند. اینها عواقب واقعیِ تمایل به مادیات هستند.

براساس تحقیقاتی که به‌تازگی روی الگوهای خرید و سازگاری یا عدم‌سازگاری آنها با شخصیت افراد انجام شده است، این ایده‌ی اصلی شکل گرفت که افراد پول‌شان را متناسب با شخصیت‌شان خرج می‌کنند و هرچه پولی که خرج می‌کنند با نوع شخصیت‌شان تناسب بیشتری داشته باشد، شادی بیشتری را تجربه خواهند کرد.

پول دوستی یا دوستی با پول؟

پولدوستی در مجموع در همه فرهنگ‌ها امری چندان پسندیده نیست. این که انسان زندگی خود را خلاصه در پول کند، به معنای همین پول‌دوستی است و این به همان اندازه بد است و جلوی پیشرفت را می‌گیرد که نفرت از پول آسیب‌زاست.

پول همه‌چیز نیست!

این را درست گفته‌اند که پول همه‌چیز نیست و شادی و خوشبختی فقط با پول به دست نمی‌آید. جایی شادی را نمی‌فروشند.
پول دست دیگران را هم می‌تواند بگیرد و برای آنها هم دیواری محکم شود.
وقتی پول باشد، می‌توان همه را خوشحال کرد، می‌توان در سفره‌ای نان گذاشت و پای برهنه‌ای را پوشاند یا یک بیمار سخت را اگر خدا بخواهد از مرگ نجات داد.
استعدادها را هم می‌شود با پول شکوفا کرد. اگر پول باشد، دیگر دغدغه پیری‌ات را هم نداری و ترس از محتاج شدن و کاسه چه کنم بر دست گرفتن، از بین می‌رود.
با پول عروسی‌ات هم خاطره‌انگیز می‌شود؛ وقتی که مجبور نیستی برای پوشیدن لباس عروسی و دامادی، خودت را زیر بار قرض خفه کنی و وقتی به خانه بخت می‌روی، تازه تاوان نداری‌ات را بدهی.
با پول جنازه‌ات هم آبرومندتر دفن می‌شود و نقل و انتقالت به عالم قبر سریع‌تر و باشکوه‌تر می‌شود. وقتی به پول این طوری نگاه کنی، داشتنش یعنی شادی، یعنی آرامش،

در جوامع یکی از دلایل طلاق پول است.

• اما این تمام ماجرا نیست، چون با پول می‌توان کارهایی کرد که خوشایند نباشد.

با پول می‌توان فخرفروشی کرد، می‌توان مسابقه چشم و همچشمی راه انداخت و چشم دیگران را از حدقه درآورد. با پول می‌شود آدم کثیفی شد؛ آدمی بد و بی‌وجدان که قلبش سنگ شده. با پول می‌شود ندارها را زیر پا له کرد، می‌توان فقیرها را به هیچ انگاشت، می‌توان دیگران را آدم حساب نکرد. با پول می‌شود اسراف کرد، می‌شود آنقدر داشت و خرید و خورد که دیگر هیچ چیزی به چشمت نیاید. با پول می‌شود به ته خط زندگی هم رسید. آنجایی که دیگر هیچ چیزی خوشحالت نمی‌کند. با پول، خلاف هم می‌شود کرد. می‌توان آدم اجیر کرد و صد تا کار خلاف را راست و ریست کرد.

پول، رشوه خوبی هم هست، راه میانبری که ندارها نمی‌توانند از آن بگذرند. پول ترس هم برای آدمی می‌آورد، وقتی فکر می‌کنی که همه منتظر مرگت هستند و میراث‌خوارها در کمین عمرت نشسته‌اند. با پول بدبخت هم می‌توان شد وقتی به دیگران فکر نکنی و همه فکر و ذکرت پول باشد.

آیا پول کانون استحکام خانواده است؟

هنگامی که وضعیت مالی خانواده بی‌ثبات شود، روابط زناشویی تحت تاثیر آن قرار می‌گیرد و بدتر از آن فرزندانی هستند که بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرند خصوصا اگر محصل باشند و خانواده مشکلات مالی داشته باشد، گاهی اوقات فرزندان باید به کلاس و تفریحات ارزان تر رفته، در نیازهای دیگر آنها صرفه‌جویی شده و بعضی اوقات از مقدار و کیفیت غذا کاسته می‌شود.

در زمان وابستگی زندگی به پول زن و شوهر هر دو باید برای برآورده کردن نیازهای خانواده منابع درآمد خوبی داشته باشند. چنانچه درآمد یکی از زوجین از دیگری بیشتر باشد، ممکن است منجر به مجادله و جر و بحث شود که این بدین معناست که پول در روابط زناشویی اهمیت زیادی دارد چه در مواقع خرج و چه در مواقع دیگر گاهی اوقات مشاجره‌های همسران به این علت است که یکی از آنها اهل پس‌انداز کردن نیست.

گاهی اهمیت مسائل مالی در روابط زناشویی بستگی به سبک زندگی دارد که زوجین انتخاب می‌کنند. افراد عادی اغلب روابط شاد و حسنه‌ای دارند حتی اگر درآمد آن‌چنانی هم نداشته باشند اما افراد تجملاتی اکثرا از زندگی خود ناراضی و ناراحت هستند زیرا سبکی از زندگی را برای خود انتخاب کرده‌اند که گاهی اوقات نمی‌توانند آن را تامین کنند.

قطعا کسانی که پول بیشتری به دست می‌آورند می‌توانند به نسبت کم‌در‌آمدها، زندگی مرفه‌تر و راحت‌تری داشته باشند. مشکلات از زمانی پدیدار می‌شود که زوجین از تامین مایحتاج زندگی‌شان عاجز باشند.

قدرت و اهداف مالی در کنار یکدیگر

پول در ابتدا با نام «انگیزه» روند رفع نیاز فرد عادی و خانواده‌اش را شروع می‌کند. شروعی که از همان آغاز، ابتدای یک پایان است. همین که شخص احساس کند به اندازه کافی پول دارد، دیگر نگران گردش درآمد و کسب و کار نیست و از این موضوع برای مقایسه امتیازهای خود در مقابل دیگران استفاده می‌کند. خود‌بزرگ‌بین‌ها و دیکتاتورها غالبا فکر و ذکرشان معطوف قدرت است تا همه چیز را برای خودشان به چنگ بیاورند. دیگران هم به دلیل مشابه همیشه در فکر پول و قدرتند ولی بیشتر از دسته اول به فکر خانواده‌اند.

قدرت چگونه به دست می‌آید؟

در جوامع ما را‌ه‌های متعددی برای به دست آوردن قدرت وجود دارد. در دنیای تجارت، قدرت از طریق نتیجه مثبت گرفتن به دست می‌آید؛ از طریق تصمیم‌گیری‌هایی که منجر به افزایش درآمد و سود می‌شوند. قدرتمندترین‌ تجار آن دسته‌اند که در حوزه معین مسوولیت خود، برای رسیدن به اهداف مالی‌شان شهرت دارند.

پول و رفتار بشر

گاهی رتبه نسبی اهمیت یک فرد واضح است. ممکن است بتوان این رتبه را با توجه به نوع لباس پوشیدن یا جواهراتی که استفاده کرده است تخمین زد. ولی در دنیای تجارت، این سلسله مراتب را در نوع حرف زدن یا رفتاری که دیگران در برخورد با آن‌ها دارند می‌توان دریافت. مهم این است که بتوانید خودتان را محکم نگه دارید تا در دنیای تجارت و سرمایه جدی گرفته شوید.

نتیجه گیری:
در هر صورت، ظاهرا اصلِ موضوع تحقیق این است که سبکِ زندگی ما باید با شخصیت‌مان سازگار باشد تا بتوانیم انسان‌های شادتری باشیم. وقتی صحبت از مخارج می‌شود، بهتر است پول خود را به شیوه‌ا‌ی که از نظر خودمان منطقی و با ارزش‌ها، خصوصیات و گرایش‌های ما سازگار است، خرج کنیم. هر چیز به انداز خوب است.

نظر شما درباره پول چیست؟

  • 0/5
  • 0 ratings
0 ratingsX
Very bad!BadHmmmOkeGood!
0%0%0%0%0%
برچسب ها

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Close