چطور کودک کارآفرین داشته باشیم؟

هر کودک یک کارآفرین، آموزش کارآفرینی به کوکان

سرچشمه کارآفرینی و ریشه‌های آن را باید در کجا جست؛ ژنتیک، محیط، و یا برای مثال فرهنگ خانواده؟ تصور بسیاری چنین است که افراد از شکم مادر خود کارآفرین زاده می‌شوند، چرا که کارآفرینان دارای خصوصیاتی هستند که افراد عادی از آن بی‌بهره‌اند. اما شواهد حاکی از آن است که روحیه کارآفرینی بر بستر ارز‌ش‌های فرهنگی و خانوادگی و از بدو کودکی شکل می‌گیرد.

آموزش کارآفرینی در سنین پایین میتواند افراد بیشتری را به سمت آن بکشاند . در این بین آموزش کودکان اهمیتی دو چندان پیدا میکند. کودکان معمولا هیچ شناختی از کارآفرینی ندارند. آشنایی آن‌ها با این موضوع از سنین کم، می‌تواند آن‌ها را در آینده تبدیل به کارآفرینان موفقی کند.

نکته مهم: یادآور می‌شوم تیپ شخصیتی انسان تا قبل از ۱۵ سالگی شکل می‌گیرد. در بزرگسالی سعی نکنید فردی را با آموزش کارآفرین کنید، چون کارآفرینان از تیپ‌های شخصیتی حرکتی برخوردار هستند. اینان قدرت ریسک پذیری بالایی دارند، اما اگر کسی تیپ شخصیتی ذهنی داشته باشد، او انسان محتاطی است که برای شغل‌های مطالعاتی و محاسباتی مناسب است اما برای کارآفرینی توصیه نمی‌شود. به زبان ساده بگویم، کارآفرینی به حوزه دل (به قول ایرانیها فرد باید جگر داشته باشد) برمی‌گردد. اما آموزش مربوط به حوزه مغز است. ما با آموزش انسان را عامل می‌کنیم، اما نمی‌توانیم با آموزش او را عامل بار بیاوریم. بهترین راه این است که انسانهای دارای تیپ‌های شخصیتی حرکتی را که ذاتا عامل هستند را با آموزش در مسیر صحیح‌تر قرار دهیم. پس توصیه می‌کنم اگر می‌خواهید فرزندتان کارآفرین بار بیاید، از کودکی تعلیم او را شروع کنید.

چگونه کودکانی کارآفرین داشته باشیم؟

۱. هدف‌گذاری برای موفقیت در آینده الزامی است.
۲. کودکان باید راه‌های تشخیص فرصت را بیاموزند.
۳. مهارت فروش در همه‌ی بخش‌های زندگی همراه است.
۴. داشتن سواد مالی ضروری است.
۵. خلاقیت، عامل بروز و توسعه‌ی مهارت‌های بازاریابی.
۶. مدرسه‌ها درباره‌ی مفهوم شکست اشتباه می‌کنند.
۷. توانایی برقراری ارتباط مؤثر بهبود‌بخش روابط است.
۸. هنر کمک‌کردن شادی‌آفرین است.
۹. استقلال داشتن، اعتماد به نفس به همراه دارد.

• به کودکان خود مسئولیت دهید و آن‌ها را با پس‌انداز آشنا کنید

آموزش مسئولیت‌پذیری شاید بزرگ‌ترین هدیه‌ای باشد که والدین می‌توانند به کودکان خود بدهند. به کودک خود اجازه دهید که در کارها به شما کمک کند. حتی اگر دست و پا گیرتان شود و یا کارها را خراب کند.

• به کودکان خود بیاموزید که چگونه فرصت‌ها را کشف و از آن‌ها بهره‌برداری کنند.

برای مثال از آن‌ها بخواهید که در خانه بچرخند و چیزهایی را که نیاز به تعمیر دارد بیابند. سپس با آن‌ها مذاکره کنید و به جای پول توجیبی به ازای یافتن هر فرصت به آن‌ها دستمزد بدهید.

• ارزش پول را به آنها یادآور شوید

باید این درک را در کودکان خود به وجود آورید که زندگی آسوده آن‌ها حاصل ایثار و کوشش‌های طاقت‌فرسای والدین است. آن‌ها باید پی به ارزش پول ببرند و نحوه‌ی کسب و هزینه‌کرد آن را بیاموزند. لذا این احساس را در آن‌ها به وجود آورید که گویی عهده‌دار اداره‌ی یک کسب و کار هستند و باید در این راه آزمون و خطا کرده و برای نیل به اهداف خود مبارزه و از سد مشکلات گذر کنند.

• تفکر تحول‌گرا و ریسک‌پذیر را به کودکتان بیاموزید

به عقیده‌ی بسیاری از کارآفرینان تغییر تنها عامل ثابت است. لذا باید به کودکان میدان داد که مشاغل و کارهای مختلف را تجربه کنند. کارآفرینان خطرپذیرند و می‌توانند به راحتی از ناحیه آسایش خود فاصله گرفته و حرفه‌های گوناگون را تجربه و یا فرصت‌های تازه را کشف کنند.

• کودکان خود را به کسب مدارج علمی دانشگاهی تشویق کنید

کسب مدارج علمی دانشگاهی تجربه‌ای مفید برای کودکان خواهد بود، اما نباید آن‌ها را در قید و بند مدرک‌گرایی محدود کند. به این ترتیب آن‌ها به بینشی عمیق نسبت به مباحث مختلف دست می‌یابند.

• کودکانی سالم پرورش دهید

افراد کارآفرین سخت‌کوشند و ساعت‌های زیادی را به کار می‌پردازند، بنابراین باید از نظر جسمانی قبراق باشند تا ذهنی سالم داشته باشند، و به قول معروف عقل سالم در بدن سالم است.

چطور فكر بچه‌ها توليدگر مي‌شود؟

1- فكري كه بخواهد آماده يادگرفتن مهارت، خلاقيت و حل مسئله شود، اول بايد سالم باشد. اگر سبك زندگي خانواده به سمتي برود كه در آن استفاده از غذاي ناسالم و بي‌برنامگي در تغذيه و استفاده از فست فودها به‌خاطر كمبود زمان رايج باشد و از علاقه بچه‌ها به استفاده بيش از حد از تلويزيون و بازي‌هاي ديجيتال استقبال شود تا بزرگ‌ترها به كارهايشان برسند، چه مغز سالم و با انرژي‌اي باقي خواهد ماند كه از آن توقع ايده خوب، تشخيص درست و كارآفريني هم داشته باشيم؟

2- مغز هم مانند هر عضو ديگري از بدن، اگر بيكار بماند و موضوعي براي فكر كردن، انتخاب كردن، رد كردن، پيگيري و…نداشته باشد، رو به ضعف مي‌رود. پس بهتر است گاهي برخي از مسائل خانه، مثل تنظيم وقت برنامه‌هاي يك هفته، حساب و كتاب ساده يك خريد و تهيه ليست مايحتاج يخچال و كشف علت زياد آمدن پول برق را به بچه‌ها بسپاريد تا علاوه بر حس بزرگي، به آنها تمرين فكري بدهيد.

3- قدرت حل مسئله بچه‌ها را با ايجاد انگيزه تقويت كنيد. دقت كرده‌ايد كه وقتي بچه‌ها گرسنه‌اند كلي ايده به شما پيشنهاد مي‌دهند كه چطور عصرانه درست كنيد؟ و يا اينكه كجاي خانه خوراكي مخفي شده‌اي وجود دارد؟ پس، از موضوعات جذاب معما و مسئله بسازيد تا آنها را به فكر كردن وادار كنيد؛ مثلا با پول كمي كه موجود است چطور بايد برنامه‌ريزي كنند كه بتوانند يكي از وسايل مورد علاقه خود را بخرند؟

4- اگر به زندگي افراد موفق، كارآفرين و مخترع را كه نگاه كنيد اغلب رد پاي كمبود‌ها و نياز‌ها را پيدا مي‌كنيد. اجازه دهيد تا بچه‌ها طعم «نه» شنيدن از روزگار و تلاش براي رسيدن به نيازشان را بچشند.

همیشه و در هر زمینه‌ای آموزش باید از کودکی صورت گیرد.

برچسب ها

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Close